گاهی وقتا دلم می خواهد دنیا تموم بشه یا اینکه آرزو می کنم بعضی آدما از روی کره زمین نسلشون منقرض بشه ، آدمایی که در صدر قدرت ها هستند . آدمایی که فقط وفقط به منافع خودشون فکر میکنن آدمایی که سنگ دین رو به سینه میزنن اما دل علی از کاراشون خونه . . .
دلم گرفته به خاطر ظلمی که نه تنها به من بلکه به خیلی از اطرافیان من هم میشه . آدمایی که به واسطه ی قدرتی که چند روز دنیا بهشون داده یادشون میره کی هستن برای چی پشت اون میز نشستن !!! امروز هفت شهریور ماه سال یکهزار و سیصدو هشتاد و هفت شمسی مصادف است با تولد یکی از کوچکترین آدم های روی زمین . . .
پس کادو هاتون کو ؟؟؟؟ من فروغم
زنی تنها در آستانه یک خیابان خاکستری با چشمهایی پر از خورشید های خاکستری و آتشی سرخ که می تپد در زیر جاده آه کاش همیشه ها تکرار شود کاش دوباره صدای تیک تیک سرعت را می شنیدم صدایی که مرا به رسیدن نزدیک می کرد . . . من فروغم اما این بار سرد نیست کاش می لرزیدم من فروغم با چشمهایی خاکستری با دستهایی کوتاه وبا انگشتهایی که میان آنها فاصله هاست من فروغم شاکی از چرخ آه !آن خیابان را می گویم آن خیابان خاکستری که مرا به انتهای آتش سرخ می رساند دستهای کوتاهم را باز کردم و موهای خاکستری تو بود که در باد رها شد درها را گشودم و آتش سرخ زبانه کشید ومن در انتهای شعله های آن می رقصیدم اما اشکهایم آتش را شعله ور می کرد. . . و من هر روز پشت پنجره می ایستم تا شاید باد دستهای کوتاهم را به موهای خاکستری تو آغشته کند . . . آه کاش من فروغ بودم!
دیگه خسته شدم از آدمای دور و برم خسته شدم دیگه کاریکاتور هم راضیم نمیکنه . . .و این خیلی بده!
تا اطلاع ثانوی تعطیله. . . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |